ولی آنچه که همگان باید بدانند این است که دخل وتصرف نا آگاهانه بنی نوع بشر در هر یک از آنها و بهم زدن هر کدام از این اکوسیستم ها باعث بهم ریختن سیر طبیعی کره زمین شده و به زندگی تعداد بیشماری از میکرو اورگانیزم های موجود و میلیونها جانداران قابل رؤیت و همچنین به زندگی خود انسانها لطمات جبران نا پذیری خواهد زد . خیلی ساده تر بگوئیم حتی با شکستن یک شاخه درخت ، با دست کاری کردن یک آب باریکه کوچک ، بادادن غذای خود بحیوانات منطقه ، باانتقال لاشه یک سوسک ، دخالتهای بیمورد درطبیعت و جابجا کردن یک سنگ نیز اکوسیستم را بهم میزنیم  . برعکس قضیه هم درست است  ، بامدیریت یک پارچه وهماهنگ ، ارزبابی زیست محیطی قبل ازهراقدامی در طبیعت و هر گونه دخل و تصرف ، با آگاهی و داشتن تخصّص و دانش مورد نیاز و استفاده اصولی از منابع میتوانیم امکان بازیافت بطبیعت و زندگی دوباره بتعداد بیشماری از میکروارگانیزم بدهیم ، کوهستانها را سبز گردانیم ،  کویرهای تشنه را باغستان تبدیل کنیم و آینده و زندگی سالم وشاداب انسانها را تضمین نمائیم . به شرط اینکه هر حرکت ما همراه باشد باقوانین واصول طبیعت و توسعه پایدار . زیرا باید بدانیم قبل از اینکه انسان پا بعرصه وجود بگذارد ، میلیونها سال تمام مظاهر طبیعت وجود داشت و قوانین موجود آن جاری بود . 
                               توسعه پایدار 
 گرچه تعاریف متعددی از توسعه پایدارارائه شده ولی ظاهرأ اجماع کلی وجهانی بر سر آن حاصل نیامده است و تعاریف ارائه شده از توسعه پایدارعمدتاً بیانگر نگرش از زوایای مختلف است . شاید جامع ترین تعریف بصورت : استفاده بهینه ا ز کلیه منابع برای توسعه نسل امروزبا حفظ حقوق نسل های آینده باشد که در کتاب "همایش راهبردهای توسعه پایدار در بخشهای اجرائی کشور " مورد تاًیید نا یب رئیس کمیته ملی توسعه پایدار کشور قرارگرفته است . 
 دراین جا بحثی بوجود میآ ید  که آیا با این حساب ا زمنا بع طبیعی ا ستفاده بشود یا نه ؟ واگر قرار باشد استفاده بشود چگونه باید باشد ؟  بلی هیچ شکی نیست که بشر ا ز منابع طبیعی که برای ا و آفریده شده (درصورتی که انسان را محور بدانیم ) میتواند استفاده کند. ولی بنفع همگان و طوری استفاده کند که بتواند ضمن بهره برداری ازآ ن منا بع در زمان حا ل ، برای ا ستفاده در آ ینده نیزامکان داشته باشد . بقول خانم ابتکار" امروز به گونه ای عمل نکنیم که اصلا فردائی نباشد ". یک مثالی میزنیم : ممکن است  مبلغی پول مساوی به دو نفر بدهیم ، یکی از آنها پس ازدریافت پول با تهیه بلیط هواپیما ورزرو هتل به یک مسافرت خارج از کشورمَشتی برود وحسابی بگردد وپس ازمدتی با سوغاتیهای قشنگ و خاطرات بیاد ماندنی برگردد . وآن دیگری با صلاح مشورت ، محل مناسبی پیدا کرده وپول خودرا در آنجا سرمایه گذاری کند،  ضمن کمک به پیشبرد اهداف اقتصادی کشور، خود نیزسرهرماه مبلغی بابت سود حاصله دریافت کرده وبتدریج به زندگی خود سروسامان دهد و باگذشت زمان ارزش سرمایه اش هم بالا رفته وسرمایه اوپول قابل ملاحظه ای گردد  ، ما عمل فرد دوم را توسعه پایدار مینامیم . پس نتیجه گرفتیم : که توسعه پایدار بعملی گفته میشود که ضمن استفاده اصولی ومنطقی از منابع ، نه تنهااز ریشه کن شدن آن منبع جلو گیری میکند بلکه با دور اندیشی و آینده نگری کاری میکند که هم آینده خود وهم آینده نسل های بعدی را تاَمین گردد .
مدیریت ضعیف وعدم ارزیابی صحیح اثرات زیست محیطی در فعالیت های اقتصادی وراهسازی وناهماهنگ با توسعه پایدار در محیط های طبیعی ، لطمات جبران ناپذیری بر ثروتهای ملی وارد میسازد . بر فرض ارگانی که میخواهد جاده ای را احداث کند  برای پرداختن هزینه کمتر جهت تملک اراضی ، تلاش میکند بیشتر از زمینهای ملی که در اختیار اداره منابع طبیعی است استفاده کند . و هرگز به ارزش زیست محیطی آن نمی اندیشد .
                              اهمیت کوهها    
قبل از آنکه برنامه ای برای حفاظت از کوهستانها داشته باشیم و بخواهیم اجرای صحیح آنرا بر همگان توصیه نمائیم ، نخست بهتر است به اهمیت کوهها پی ببریم وبدانیم چیزی را که میخواهیم حفاظت کنیم دارای چه اهمیتی است ؟ وارزش آن چقدراست ؟ ونسبت به ارزش آن انرژی صرف کنیم و سرمایه گذاری نمائیم .
آیامیدا نید که : 
  10 درصدمردم جهان در مناطق کوهستانی زندگی میکنند ؟
50 در صد مردم جهان  از نظر آبی به آبخیزهای کوهستان چشم دوخته اند ؟ 
35 درصد مردم جهان از نظرجنبه های گوناگون ( مانند: غله ، معدن ، چوب و کاغذ و . . . ) به کوهها وابسته اند ؟ 
60 در صد سطح زمین را کوهستانها تشکیل میدهند ؟ 
 80 در صد آب شیرین از کوهها تاًمین میشود ؟
 28 در صد جنگلهای جهان در مناطق کوهستانی قرار دارند ؟
کوهها برج های آب نامیده میشوند ؟
کوهها آخرین پناهگاه حیات وحش محسوب میشوند ؟ 
پوشش گیاهی کوهها دارای چه منافعی هستند ؟
کوهها چه تغییراتی در آب وهوا بوجود میآورند ؟ 
کوهها الهام بخش  شعرا ، عرفا و اندیشمندان میباشد ؟
محل رویش گیاهان داروئی کم یاب و باارزش هستند ؟
محل نزول وحی الهی و محل راز ونیاز پیامبران و صلحا بوده است ؟
 کوهها با داشتن ، کتببه ها ، نقش کنده ها ، مکانهای مقدس ، امام زادگان تاریخی ، معابد ، کلیساها ، ودیگرآثار تاریخی اقوام وملل مختلف ، گنجینه گرانبها و با ارزشی بحساب میآیند ؟
و بالاخره آیا میدانید که ازکوهها بعنوان دژمستحکم در برابر نا امنی های اجتماعی و یورش بیگانگان استفاده میشد ؟ و کوهها بعلت دشواری دسترسی و تسلط آنها بردشتها همواره آنها را در موقعیت دفاعی برتر قرار میداد ؟ ودر جنگهای پارتیزانی کوه پناهگاه مبارزین وآزادی خواهان بود ؟ 
با قدری تفکر و تدبردرمورد آمار ها و موضوعات طرح شده دربالا درک عمیق مطلب خود بخود برای همه مشخص وآشکار میگردد که مناطق کوهستانی از چه اهمّیتی بر خوردار است .  
قبلاَچنین میپنداشتند کوهها بخاطر دور از دسترس بودن از مناطق بی ارزش وغیر لازم میباشد وبه همان جهت کوهنوردان موقع مراجعت ازبرنامه کوهنوردی ، برای این که شهر را آلوده نکنند زباله های خود را در مناطق کوهستانی رها میکرده وسپس راهی منازل خود میشدند. و نخاله های ساختمانی را به دره ها سرازیر میکردند وچون جمعّیت جوامع انسانی محدود بود ، انسان در کنار چشمه ها ، رودها ، دریاچه ها ، جنگلها ومناطق خوش آب وهوا سکنی میگزید وکاری با مناطق دور از دسترس نداشت . ولی با پیشرفت بشر و توسعه جوامع انسانی که منجر به وازدیار جمعّیت شد ، رفته رفته انسان بدنبال یافتن مناطق جدید به دوردستها روانه گردید و همچنین بااهمّیت پیدا کردن آب بعنوان منبع اصلی حیات انسانها برای تصاحب سرچشمه آبها به کوهپایه ها روانه شد و با کشت وزرع در آن محلها ، کوهستانها اهمّیت پیدا کردند با توسعه زندگی ماشینی وآلوده شدن هوای شهرها پی به اهمّیت تغییر آب وهوا در این مناطق برد . و با پیشرفت دانش محیط زیست اهمّیت وجایگاه ویژه کوهستان وتاًثیرآن برزندگی روزمره انسانها چه آنهائی که در کوهپایه ها وچه آنهائی که کیلومتر ها از کوه دورترند ویا بهتر بگوئیم برآنهائی که اصلأ کوه راندیده اندآشکار گردید . وامروزه بر همگان مشخّص گردیده که دشتها از تمام جهات بویژه برای ادامه حیات کاملاً به کوهها وابسته اند ، سرسبزه وخّرمی دشتها و یا خشک شدن و تفیدن دشتها به لطف ومرحمت کوهها بستگی دارد و بطوری که با کم شدن بارندگی برف در کوهها ، بی آبی دشتهارا نابود میکند . ودر این باره سعدی میگوید : 
         اگر باران به کوهستان نبارد             بسالی دجله گردد خشک رودی 
 با پیشرفت علم و دانش ، بشر توانسته به اهمّیت تمام مناطق طبیعی پی ببرد ونقاط آسیب پذیر آنهارا بشناسد . راستی کوهها از چه نظر اهمّیت دارند ؟  ما ذیلاً در حدَ توان خود به این مسـاًله میپردازیم 
                             آب 
 آ ب ا ز چنان اهمیت بالائی برخوردار است که خداوند متعا ل درقرآ ن مجید در 59 مورد به آن اشاره فرموده و همواره اهمّیت آنرا با اشکال مختلف به انسانها گوشزد فرموده .
بطوری که میدانیم 4/3 سطح کره زمین را آب فرا گرفته ولی این آبها قابل شرب نیستند ، کلاً فقط  3 % آبهای موجود جهان مناسب برای آشامیدن هستند ، واز این مقدار 2 % در قطبها بصورت کوههای یخی حبس بوده وتنها 1 % در دسترس انسان میباشد که بصورت چشمه ها ونهرها ورودها جاری است . جالب اینجاست که 80 % ازاین آب از کوهها تاًَمین میشود . واین موضوع به تنهائی آنچنان اهّمیت حیاتی پیدا میکند که جا دارد متخصّصان تمام هّم وغّم خود را صرف این کار نمایند . وبه همین علت است که ، دانشمندان کوهها را برجهای آب نامیده اند زیرا بخاطر داشتن ارتفاع وهوای سرد ، برف در آنها بصورت یخچال و برفچال برای استفاده بشر در زمانهای طولانی ذخیره شده وبا ذوب شدن تدریجی آنها آب مورد نیاز در فصول گرم تاًمین میگردد . وهمچنین بعداز بارندگی ، مقدار زیادی از آب باران در حفره های مناطق کوهستانی نفوذ کرده ودر آنها محفوظ مانده وبا آرامی بصورت چشمه سارها در طول سال جاری شده موجبات ادامه زندگی انسانها وسایر موجودات را فراهم آورده  وسبب شادابی وطراوت گلها وگیاهان و درختان میشود . 
                 پوشش گیاهی ( مرتع ) 
 بنا براعلام فائو ، ارزش زاد آوری یک هکتار مرتع در طول یک سال 232 دلار است . ارزش علوفه ای مرتع در یک هکتار 75 دلار ومعادل 5/24 در صد است و 5/75 در صد باقیمانده آن به ارزش های زیست محیطی مرتع اختصا ص دارد . وارزش یک هکتار جنگل 69 دلار است ، که 81 در صد آن مربوط به حفظ آب وخاک و دیگر ارزشهای زیست محیطی است و فقط 19 درصد آن مربوط ارزشهای اقتصادی است .
وبراساس آمار 45 درصد از سطح اراضی جهان را مرا تع تشکیل می دهند. که در کشور ما بدلیل شرایط خّاص 60 در صد اراضی ما را مراتع تشکیل میدهند ، که اغلب آنها فقیر و کم بازده هستند ، ودر نهایت 10 در صد مراتع ما مراتع خوب و متراکم بحساب می آیند .
  پوشش گیاهی در مناطق کوهستانی علاوه برا ینکه چشم انداز زیبائی  در کوه بوجود میآورد وحیوانات از طریق استفاده از آ ن به زندگی خود ادامه میدهند ، تا زندگی انسان را از نابودی برهانند . و همچنین پوشش گیاهی باگرفتن سرعت اولیه قطرات باران از ضربه مستقیم قطرات ودر نتیجه متلاشی شدن ذرّات خاک جلوگیری میکند. وریشه گیاهان از حرکت وجابجائی ذرا ت خاک توسط آب وباد جلو گیری بعمل میآورد . پس پوشش گیاهی نقش بسیار بزرگی  در جلو گیری از فرسا یش خاک ایفا میکند . و فرسایش خاک یکی از عوامل مهّم تخریب محیط زیست  محسوب میشود . و با فرسایش خاک توسط  سیلابها ، خاک با ارزش بالادستها شسته شده وپشت سدّ هارا پر کرده وسدّها که سرمایه های ملی به حساب میآیند نا بود میگردند . و نیز با از بین رفتن پوشش گیاهی روند فرسایش خاک شتاب بیشتری گرفته ودر کیفیت آب رودخانه ها تاًثیرگذاشته و به ماهیان وسایر آبزیان آسیب فراوانی وارد میشود .    
کشور ایران جزو معدود کشور های جهان است که مقدا ر فرسا یش خاک در آن در حّد بسیاربالائی میباشد . یعنی 48 تن درهکتاردر هر سال از بهترین خاک با ارزش کشورمان دراثر عدم رعا یت اصول زیست محیطی ازبین میرود ، که پوشش گیاهی بهترین وآسا نترین راه جلوگیری از فرسایش خاک بحساب میآید .  این رقم در اروپا 12 تن درهکتار میباشد . شدّت این فرسا یش در کوهها بعلت دا شتن شیب ، بسیار بیشتراست  . به همین علت پوشش گیاهی در مناطق کوهستانی از اهمّیت زیادی  بر خوردار میباشد . علاوه برآن پوشش گیاهی باعث حفظ و نگهداری رطوبت خاک میشود که این مسئله موجبا ت امکان زندگی هزاران نوع حشره ومیلیونها میکرو اورگانیز را فراهم میآورد . که خود این حشرا ت علاوه بر اینکه امکان حیا ت پیدا میکنند ، با ساختن لانه در زیربوته ها ، خاک زیربوته ها را بصورت ا سفنج در آورده وقا بل نگهداری آب میکنند وا ین کار سبب میشود موقع بارندگی مقداری از آب باران در آن حفره ها ذخیره شده وا ز راه ا فتادن سیلاب که باعث فرسا یش ونابودی مزارع ومحّل زندگی انسانها میگردد، بشود . وهمچنین آب داخل حفره ها تا مدّتی آب مورد نیاز هم بوته وهم موجودات ریز را فراهم میآورد و همچنین در زمان گرمی هوا تعداد بسیار زیادی نرم تنا ن وحشرا ت با پناه گرفتن در زیر بوته ها از آسیب دیدن در امان میما نند ونیاز کمتری به آب پیدا میکنند .
بقول استاد محیط زیست جناب دکتر کهرُم " پوشش گیاهی باعث حیات دارشدن یک کوه می شود "
وآیا اگردر یک کوه پوشش گیاهی از بین برود ، چه پیش خواهد آمد ؟ خاک باارزش که برای بوجود آمدن آن هزارا ن سال زمان صرف شده از بین رفته ، ضمن بوجود آمدن سیلاب در پا ئین دستها ، چهره تخته سنگها نمایان میگردد وکوه عاری از حیات گشته و به برهوت تبد یل میگردد. بعضی از طبیعت گردان که دوره ها ی شناخت اکو سیستم کوهستان را ندیده وهیچگونه آشنائی با این موضوع ندارند ، با ایجاد پاکوب های اضافی غیر لازم و یا باچیدن گیاهان و سوزاندن بوته ها و شاخه درختچه هالطمات جبران نا پذیری به پوشش گیاهی در معرض آسیب کوهستان وارد میکنند . 
همچنین وارد کردن افراد طبیعت گرد توسط بعضی تورها ، برای کسب درآمد بدون دادن کوچکترین اطلاعات به آنها  وحتی نداشتن اطلاع زیست محیطی خود لیدرهای تورها ، یکی از معضلات این مناطق میباشد . زیرا ا ین تورها نابودی مناطق باارزش کوهستانی را بادریافت پول اندکی رقم میزنند. و نیز ترتیب دادن صعود های هزاران نفری از طرف بعضی گروهها و ارگانها به اکوسیستم کوهستان لطما ت بسیاری وارد میکند . بطوری که بعداز انجام ا ین صعود ها چهره کوهستان نازیبا شده و وجود زباله های بجا مانده در طول مسیر وآثار از بین رفتن پوشش گیاهی کاملاًَ مشهود میشود . کافی است در نظر بگیریم هر کدام ا ز این هزاران نفر شرکت کننده اگر بخواهند روزی یک بار رفع حاجت نمایند و حتماً باید در محیط آنرا رها سازند در یک برنامه سه روزه چه حجمی از فضولات انسانی در آ ن محیط رها میشود . ما نمی گوئیم بکوه نروید بلکه میگوئیم هر چیز وهر جا ظرفیت داردو باید به اندازه ظرفیتش از آ ن استفاده نمود . راه حلش ا ینست که آن جمعیت را به چند قسمت تقسیم کرد وهر قسمت را در هفته های مختلف به منطقه برد نه همه را یک روز . 
این را باید در نظر گرفت که کشور های مختلف برای صعود به هر کوهی ظرفیتی را مشخص ومعّین میکنند . حتّی کشور پاکستا ن که یک کشور فقیری است و شدیداً به ارز کوهنوردان نیاز دارد و هر فردی که وارد مناطق کوهستانی آن کشور میشود باید دلار بپردازد ولی هرگز اجازه نمی دهد بیش از ظرفیت تعیین شده کوهنورد ، وارد منطقه کوهستانی گردد . با مطرح کردن این موضوع ، این تصّور پیش نیاید که کسی مخالف استفاده سایرین از کوهها میباشد ، بلکه هر کوهنوردی با ازدیاد علاقه مندان کوهستان قلباً خوشحال می ود . و با جان و دل از هر کسی که بخواهد بکوه روی بیاورد استقبا ل میکند .
 یکی از عوامل نابودی پوشش گیاهی چرای بی رویه و خارج از ظرفیت مراتع میباشد . که امروزه در کشورما ، دام موجود دو برابر ظرفیت مراتع است . واین فشار بر مرا تع ، مانع از رشد کافی گیاهان شده ، سبب  میگردد که گیاه قبلا از آنکه به حد بلوغ رسیده و تخم گذاری کند از بین میرود و همچنین باعث از بین رفتن ریشه گیاه به خاطر خورده شدن ریشه آن میشود .                    
                      تغییر آب و هوا 
 ممکن است گاهی انسان فکر کند اگر رشته کوه البرز نبود هوای خزری سرتاسر کویر مارا همانند شمال مرطوب وبارانی میکرد . وما دیگر اعلام نمی کردیم که در کویر میزان بارندگی تقریباً صفراست ، بلکه در کویر مثلاً درختان مرکبات میکاشتیم ، ولی زهی خیال باطلی زیرا برعکس ، خود شمال هم برهوتی مثل کویر میشد ، و جود آب و هوای مرطوب به برکت کوههای سر بفلک کشیده البرزامکان پذیر شده ،  زیرا رشته کوه البرز مانند سدی در برابر جریانات هوا قرار گرفته واز نفوذ هوای خشک فلات ایران به منطقه شمال جلوگیری میکند ، و برخورد جریانات هوای خزری با کوهها موجب بارندگی در ارتفاعات گردیده وچشمه سارها ، رودها و رودخانه ها بوجود آمده ، و موجب سرسبزی و طراوت در منطقه شمال گردد . ونیز بعلت سردی هوا در ارتفاعات ، بارش در کوه  بصورت برف بوده که خود مزیتی بر کوه محسوب میشود زیرا برف زمان زیادی را درارتفاع مانده و با ذوب تدریجی مّدت زیادی پائین دست هارا سیراب میکند . در ارتفاعات بسیار بالا آب وهوا بقدری متحوّل وناپایدار است که به هیچ وجه قابل پیش بینی نمی باشد ، وعلت آن خود کوه میباشد ، وجود دره ها ، یال ها ، تنگه ها ، و سایرعوارض موجود در کوه علت بروز این تحوّل شگرف و برق آسا میشود . تنوّع آب وهوائی در کوه بقدری زیاد ا ست که گاهاً پیش میآید با یک قدم برداشتن وارد اکوسیستم دیگری میشوید . موجودات و گیاهان با پیروی از قانون تطابق به زندگی خود در شرایط ویژه ادامه میدهند . و موجودات وگیاهانی میتوانند حیات دا شته باشند که خودشانرا با وضعیت موجود وفق دهند ، یعنی با زمستان طولانی ،  بهار دیررس ، تابستان کوتاه و فصل رشد و رسیدن به حدّ بلوغ و تولید مثل کوتاه   .  بهمان علت ا ست که مشاهده میشود گیاهانی که تونسته اند با محیط سازگاری پیدا کنند ، قدّی کوتاه واندامی کوچک و گلهای ریزدارند و همیشه گیاهان درکوهستان ، تلاش میکنند در پناه تخته سنگی زندگی کنند . پر واضح است هرچه از دامنه به طرف قله پیش میرویم از گرمای هوا کاسته شده ، فصل رویش دیر شروع شده و کوتاه میشود ، به همان علت است که در دامنه  و ارتفاعات پا ئین جنگلهای  مرغوب وسپس درختچه ها وبعدازآنها بوته ها امکان رشد پیدا میکنند ،  درنهایت به سطحی میرسیم که بالا تر ا ز آ ن د یگرامکان رویش هیچ گونه گیاهی وجود ندارد . پس کوه در تغییر آب وهوا نقش بسیار تعیین کننده دارد و بارش برف وبارا ن تولید بادها و بوجود آمدن سرما از برکت کوه است و در کوهستان بعّلت وجود شرایط آب و هوائی گوناگون ومتنوع ، گیاهان و موجودات مختلفی در موقعیت خاصّ خودشان امکان حیات مییابند .

              آخرین پناهگاه حیات وحش 
درحقیقت باید گفت که یکی از مزایا وامتیاز های کوهستان این است که پناهگاه حیات وحش بحساب میآید . ولی چون باازدیاد جمعّیت ، دشت ها و جنگلها مورد هجوم انسان قرار گرفت ، عرصه زندگی برای حیوانات تنگتر شد ، وتنها جای باقیمانده برای زندگی حیات وحش کوهستانها بود ، که به آنجا پناه آوردند . به همان جهت است که ما میگوئیم کوهستان آخرین پناهگاه حیات وحش است . تازه تمام منطقه کوهستانی هم در اختیار آنها نیست ، با پیشرَوی جمعّیت انسانی بطرف کوه ، حیات وحش نیز از دامنه های کوهستانی بطرف ارتفاعات عقب نشینی میکند . 
باید بدانیم در طبیعت حیوانات برای خود حریمی را مشخص میکنند . وهرگز مایل نمی شوند که این حریم توسط حیوانات دیگر مورد تجاوز قرار گیرد و مجدّانه از حریم خود دفاع میکنند . در این میان وقتی انسان با ابزارو ادوات گوناگون از جمله تفنگ وارد معرکه کار زار میشود ، حیوانات از مقابله با او عاجز میمانند و از بین میروند واگر هم تلف نشدند وتوانستند جان سالم بدر برند و زنده ماندند ، چون نمی توانند از حریم خود در برابر وحشیگری انسان 
(متمدن ) دفاع نمایند ناچار به ترک محل خود میشوند ، وبه طرف بالا عقب نشینی  میکنند .وبا تغییر مکان ، اکوسیستم تغییر میکند و شرایط متفاوت میگردد . از جمله پوشش گیاهی ، دسترسی به آب ، درجه حرارت محیط وتدارک پناهگاه مشگلاتی را برای او فراهم میآورد وچه بسا نتواند جای مناسبی برای لانه ساختن وتولید مثل پیدا کند و نسل او منقرض گردد .وتنها حیواناتی میتوانند ادامه حیات داشته باشند که بتوانند با محیط انطباق پیدا کنند . این پروسه پیشرَوی انسان به محیط های حیات وحش پیوسته ادامه دارد و در چند دهه اخیر ، دست اندازی انسان به این محیط ها ، بقدری شتاب گرفته که نابودی حیات وحش به اندازه چندین قرن بوده است . 
احداث جاده از وسط جنگل وهمچنین درمناطق کوهستانی و با رفت و آمد انسانها و وسایط نقلیه درآن جاده ها وصداهای نا آشنابرای حیوانات که آن وسایل تولید میکنند ، موجب پریشانی حیوانات شده وآنها را از محل زندگی خود دور میکند و نیز با ایجاد جاده محیط زندگی آنها تکه تکه میشود و تفکیک منطقه به دو طرف جاده زندگی حیوانات را مختل میکند . و آنها را وادارمیسازد منطقه را ترک کنند .   
                         محل پیدایش تمدنها 
کوهها از نظر اسکان بشردرغارهای آن ، قرارگرفتن درمسیرهای تاریخی عبورو مرور، وجود قلعه ها و کاروانسراها در آنها ، دارا بودن کتیبه ها و نقش برجسته ها ، تنگه ها و تپه های تاریخی ، دخمه ها ، امام زاده های تاریخی ، گورستانها ، عبادتگاههای ادیان مختلف واز همه مهمترحفظ و نگهداری آداب وسنن با ارزش توسط انسانهای ساکن در آنها ، دارای اهمّیت فراوانی می باشند .
 شکی نیست که غارها قبلاً مانند امروزصرفاً برای بازدید و گرفتن عکس وفیلم نبودند ، بلکه تاریخ انسان در روزگاران قدیم باغارهاگره خورده بود ، زیرا در ایِام گذشته بشر از آنها بعنوان محل زندگی ، مکان مقدس ( عبادتگاه ) ، محل نگهداری آذوقه ومهّمات وپناهگاهی امن برای ومهّم در موقع هجوم دشمنان وبیگانگان استفاده میکردند ، که آثار کشف شده از آنها در زمانها ومکانهای مختلف روشنگر این مسئله میباشد . 
غارهای تاریخی ایران به دو نوع تقسیم میشوند غارهای طبیعی وغارهای دست ساز ، واضح است که درمکانهائی که غارطبیعی وجود نداشت ویاغارهای موجود ، خواسته انسانرا تأمین نمی کرد آنها اقدام به کندن غار مینمودند . نمونه غارهای تاریخی طبیعی ایران مانند : غار شهیدان در کردستان ، غار اسپهبدان خورشید در فیروزکوه ، غار کرفتو در 46 کیلو متری جنوب غربی شهرتکاب ، غار آبزا در 60 کیلو متری شمال شرقی شهرکرمانشاه غار هیزج در100 کیلو متری شمال شرقی شهر همدان ، غار همه لون در نزدیکی میگون ، غار بابا جابر در 53 کیلومتری جنوب غربی شهر دلیجان ، غار شاکین در 56 کیلومتری جنوب غربی شهر تاکستان و. . . و غارهای تاریخی دست ساز مانند غار: قلعه جوق در 105 کیلو متری شرق همدان ودر نزدیکی روستائی به همین نام و غار نیاسر ( غار سوراخ رئیس ) در 43 کیلو متری غرب شهر کاشان و . . . اشاره می کنیم .
پژوهش درغارومطالعه در مورد آثار تاریخی آنها ، مبحث بسیار بزرگی میباشد ، ذیلأ به چند نمونه از آن میپردازیم .  در کردستان غاری وجود دارد بنام غار شهیدان که در سال 3 ـ 1332 شمسی از طرف باستان شناسان آمریکائی مورد مطالعه قرار گرفت و طی کاوشهائی اطلاعات گران قیمتی بدست آمد . با خاک برداری 13 متراز کف آن ، لایه های مختلفی که متعلق به دورانهائی از 40000 تا 60000 سال پیش بود اسکلت هائی پیداگردید که همه استخوانهای آنها جابجا شده بوده امّا نشکسته بودند ، پس از بررسی های فراوان مشخص گردید که این اسکلت ها را بعد از مردن افراد جمع آوری کرده و برای دفن باین غار آورده بودند ، و غار مکان مقدسی بوده است برای تدفین مردگان و جالب تر اینکه از تجزیه خاک آن محّل معلوم گردید . در کنار اموات دسته گلهائی همراه بوده است ! و با تجزیه یک اسکلتی معلوم گردید که آن متعلق بیک فرد 24 ساله میباشد وآن فرد معلول بوده و اسکلت همانند اسکلت فرد 100ساله میباشد که در آن دوره متوسط عمر انسان بین 14 تا 16 سال بوده است ونیز مشخص گردید درآن زمان از انسانهای معلول نگهداری میکردند . آیااین مطالب جالب نیست !؟ باید بدانیم این اطلاعات و اطلاعات بسیاری ازغارها که درکوهها وجود دارند  بدست میآید ! واین را نیز اضافه می کنیم که خاک غارها ازنظر تاریخی دارای اهمیت هستند .
وقتی به غار اسپهبدان خورشید در جاده فیروز کوه نگاهی میافکنیم  ، میبینیم که کوهها علاوه براینکه محل نزول وحی الهی و محل راز ونیاز پیامبران الهی بوده ، بلکه پیروان ادیان مختلف از جمله زرتشتیان برای عبادت خدا به آنها روی میآوردند. از آثار بجا مانده درغاراسپهبدان خورشید  بوضوح دیده میشود که این غار مکان مقّدسی بوده و زردشتیان جهت عبادت به این مکان روی میآوردند . 
وهمچنین 60 سال پیش توسط گروهی کوهنورد در منطقه زنجان غاری  کثف شد که غار معبدی بوده است و ارزش فراوانی دارد .
گفته می شود هر اثر تاریخی با رابطه اش ارزش پیدا میکند و گرنه قطع ارتباط آن با مکانش وتاریخش ارزش آنرا از بین برده وآنرا  همانند انسان  بدون شناسنامه بی ریشه و بی اساس مینماید .
در ارتفاعات قلاع و پُست های بازرسی بیشتری در دوره های سلجوقی وجود دارد که نمونه های آن را در امامه ، شهمیزاد و دامغان میتوانیم به بینیم . و قلعه های اسماعلیه ، و قلعه هائیکه توسط خرم دینان در سرتاسر آذربایجان از جمله قلعه جمهور یا قلعه بابک در کلیبر ، قلعه غیر قابل نفوذ پشتو در هوراند ، قلعه قهقه در مشگین شهر ، قلعه خوشن درورزقان ، قلعه آوارسین دراهر، قلعه کهنه در مشگین شهر که بابک قهرمان شکست نا پذیر، سالیان سال با پشتیبانی این قلعه ها در برابر لشگریان خلفای عباسی جنگید وتسلیم نشد . و همچنین وجود قلعه های مختلف که هر کدام با اهداف گوناگونی از جمله دفاعی ، حفاظت و پشتیبانی از ولایات  ساخته شده بودند ، از جمله قلعه رود خان در فومن ، قیزلار قالاسی در مراغه ، قلعه باز در کاشان ، قلعه هلاکو درجزیره اسلامی ، قلعه ضحاک در هشترود ، قلعه دختر در میانه و قلعه های دیگر که هرکدام از آنها تاریخ گرانقدر کشور پهناور ایران را در سینه خود دارند . و جهت مطالعه در مورد نوع ساخت ، تاریخ ساخت ، سازنده آنها ، سرگذشت هر یک از آنها و تاًثرات هر کدام از آنهادرتکوین تاریخ کشور ما بحث جداگانه ای را میطلبد که از حوصله یک کتاب خارج است .
ناگفته نماند که قسمت اصلی این قلعه ها اکثراً در پائین دست واقع بود و  آثاری که امروزه ازآنها بجا مانده قسمت دیده بانی وحفاظتی آنها میباشد  .
در دوره اسلامی علاوه بر قلعه ها کاروانسرا های کوهستانی بسیاری در مسیرهای مختلف ، بویژه در مسیر ماکو به کردستان و لرستان و خوزستان و مهران وجود داشته که در بعضی از نقاط بقایای آنها هنوز هم وجود دارند .در مسیر تاریخی طالقان تا شمال غارها و آثار زیادی دیده میشود  . 
کتیبه ها و نقش کنده ها در چند دوره و در محل های خاصی انجام گرفته و آنها را بیشتر در پشت کوههای زاگرس تامرکز فارس میتوانیم به بینیم . اقوامی مثل ماد ها وپارس ها و سایرین به نقش کنده علاقه مند بودند . مانند نقش کنده گنجنامه در مبداً صعود الوند ویا نقش کنده های تنگه چوگان در فارس و نقش های تاریخی بیستون . و همچنین باید بدانیم از دوره ساسانی نقش برجسته بسیار داریم . از این نمونه ها در شمال البرز به ندرت یافت میشود ، در دوره قاجاریه ، نقش برجسته را پاک کرده و عکس خودشان را حک میکردند . که نمونه آنها را میتوانیم در تنگه ساواشی و چشمه علی ملاحظه نمائیم .  
در دوره ماد ها و اوائل هخامنشیان مرده های خود را در دخمه ها می گذاشتند . بعضی از این دخمه که در کوههای لرستان وکردستان وفارس ودر دوره هخامنشی در خوزستان وفارس بوده ونمونه های ازآنها باقی مانده است . و معمولاً این دخمه ها را در نزدیکی شهر ها و روستاها بر بالای تپه ای که مسلط بر شهر بود میساختند . در دوره اسلامی دخمه ای ساخته نشده است .ناگفته نماند که درارتفاعات ازمازندران گرفته ، گیلان ، تالش تا ارسباران از گورستان های عصر آهن ممکن است پیدا شود . 
باید بدانیم در کشورمان تعداد 200000 تپه تاریخی به ثبت رسیده است . تپه های تکی معمولاً محل زندگی بوده و خاک آنها را خاک آباد میگویند و برای استفاده در زراعت بکار میبرند .
باید دانست که فقط در کوهستان شمیران 14 امامزاده تاریخی و 30 و چند مکان مقدس و 18 مکان زیارتی مسیحیان و زرتشتیان وجود دارد .
و نیز در کوههای تکی آثار تاریخی وجود ندارد بلکه غارها مورد استفاده قرار میگرفتند .
دردامنه کوه بلقیس مجموعه با ارزش تخت سلیمان که جزو آثار میراث جهانی به ثبت رسیدن ،مجموعه ای از میراث طبیعی وفرهنگی وجود دارد و همچنین آب چشمه  طبیعی که هرگز آب آن کم نمی شود و گویند این همان دریاچه چی چست است که زادگاه زرتشت میباشد . 
تنگه ها نیز بنوبه خود ازمحل های تاریخی در مناطق کوهستانی بحساب میآیند ، که در جای جای کشور عزیزمان وجود دارند ، مانند تنگه چوگان و تنگه بلاغی در فارس ، تنگه ساواشی در فیروز کوه و تنگه بستانک در زاگرس در روستای بی مور .
و امّا مهم ترین آثار با ارزشی که در کوهستانها باقی مانده و یکی از پدیده های نادر در جهان میباشد آداب و سنن مردمان ساکن در این منطق است  ، که دارای ارزش تاریخی هستند تا فرهنگی ، گویش ونوع زندگی آنها به 1800 سال قبل برمیگردد که از این نمونه ها میتوانیم در کردستان وطبس و ارسباران مشاهده کنیم . در روستاهای کرینگان ، ملک تالش ، نستان ، مردانقم در ارسباران افرادی زندگی میکنند که هنوز با زبان تاتی( که همان زبان آریائی هامیباشد ) صحبت میکنند وتا اواخر، هیچ گونه ارتباطی با جهان خارج از روستای خود نداشتند .    
وجود مکانهای مذهبی و اعتقاداتی که مردم از دید تقدس به کوهها نگاه میکنند ودر بعضی نقاط جهان موجود است و همچنین در کشور ما نیز وجود دارد ، یکی از ارزشهای مناطق کوهستانی محسوب میشود . بچند نمونه از آن که در کشو ما هست ، میپردازیم .
وقتی از روستای کندوان در نزدیکی تبریز ( که یکی از سه روستای بی همانند جهان بحساب میآید ) بطرف قله سلطان که در ارتفاع 3476 متری میباشد ، روانه شویم وبعداز چهار ساعت بقله میرسیم ، درست در اوج قله بتعداد کثری از قبور مجاهدین اسلام میرسیم که درجنگ با کفار شهید شده اند ، که قبر سلطان حسام الدین فرقد یا اسامة ابن شریک جزو این قبور میباشد که مکان زیارتگاه مردمان بومی آن منطقه میباشد .
ویاکلیسای سنت استپانوس در کوههای مراکان در آذربایجان که از نظر ارامنه مکان مقدسی میباشد و قبور امام زادگان عون ابن علی و زید ابن علی که درارتفاعات مشرف به تبریز به نام عینالی مدفونند که زیارتگاه عموم میباشد ، اشاره کرد . یا در مبداً صعود قله جا م سهند که ارتفاع آن 3722 متر می باشد ، چشمه ای است بنام گوران بولاغی که این محل از نظر مردمان بومی مکان مقدسی بوده و معتقدند این چشمه از طرف حضرت علی (ع) احداث شده و برای زیارت به آنجا میروند و پس از زیارت آن محل در حالی که کفشهای خود را از پا در میآورند بطرف قله با گوسفندان قربانی روانه میشدند و در نوک قله که از نظر آنها مکان مقدسی است با پای برهنه وارد شده وقربانی خود را زبح میکنند .
آرامگاه امام زادگان ، معابد ، مکانهای مقدس و آتشگاهها ( مانند آتشگاه کوه خرقه در فیروز آباد فارس ) در ارتفاعات کشور ما بسیار زیاد است که اکثراً مورد احترام مردم بومی بوده و خیلی از آنها ارزش تاریخی دارند  . هرکدام از آنها گوشه ای از تاریخ باارزش کشور مارا تشکیل میدهند و اگر بخواهیم در مورد هر یک تحقیق نمائیم سالها وقت میخواهد واز حوصله بحث ما خارج است ، ولی آنچه را که باید بدانیم اینست که ارزش تاریخی این بنا ها بسیار بالا بوده و میتواند از نظراکو توریستم و ارز آوری نیزمورد بررسی قرار گیرد . 
پس جا دارد به کوهستان نه فقط بعنوان توده ای ازخاک وسنگ بلکه بعنوان  محل پیدایش تمدنهای بشری و دارای میراث فرهنگی و جایگاه تدوین تاریخ کهن ملل مختلف و آثار با ارزش بجا مانده از گذشتگان نگاه کرد و آنها را برای مطالعه نسل های آینده محافظت کرد . وبرای در آمد زائی درزمان حاضر زیرچتر اکوتوریسم برنامه ریزی کرد .      
           محل برگزاری ورزشهای مختلف 
 کوهستان علاوه بر مزایای مختلف محل ورزشهای گوناگون مانند : کوهپیمائی  ، اسکی ، کوهنوردی ، پارا گلایدر ،  سنگنوردی ، غارپیمائی و دره پیمائی میباشد . به همان علت است که محل مقد س ورزشی محسوب میشود وچون استودیوم ورزشی تعداد زیادی از مردم به حساب میآید در نگهداری آن کوشش فراوانی باید انجام داد . کوه از نظر ورزشکاران بقدری اهمّیت دارد که ، بعضی از افراد بخاطر بُعد مسافت مجبور میشوند ساعت و شاید روزها رنج نشستن در اتومبیل را برای خود هموار نمایند تا خود را بپای کوه مورد نظر خود برسانند . واین مسئله ، علاقه شدید ورزشکاران را بکوه میرساند . واهمّیت کوه را از نظر تعداد بسیار زیادی از مردم بعنوان محل انجام ورزش نشان میدهد .   
               جنگلهای کوهستانی 
یکی ازعواملی که به اهمیت کوهها میافزاید وجود جنگل در آنهاست .طبق آمارموجود 28 درصد جنگلهای جهان در مناطق کوهستانی قرار دارند . این در صد در کشور ما خیلی بالاتر از میانگین جهانی میباشد یعنی اکثر جنگلهای ایران در کوهها قرار دارند . 
ومیدانیم دانشمندان اهمّیت زیست محیطی جنگلها را خیلی بالاتر اهمّیت تجاری آنها به حساب میآورند .  این در صورتی است که هنوز در کشور ما به جنگل بادید اقتصادی وتجاری نگاه میشود . اگر حساب کنیم که ارزش اقتصادی جنگل از نظر تولید اکسیژن ، حفظ آب ، جلوگیری از فرسایش ، بارور کردن ابرها ، ایجاد تغییرات در هوا ، زیسگاه حیات وحش و حیوانات مختلف رادر نظر بگیریم وضرب وتقسیم کنیم متوجه میشویم که ارزش زیست محیطی جنگل به رقم سرسام آوری میرسید .وجود جنگلها در کوهستانها را میتوانیم از بُعد غیر قابل دسترسی بودن ویا لااقل بگوئیم دسترسی به آنها مشگل است ، میتواند برای یک امتیاز محسوب گردد . زیرا باعث میگردد تا اندازه ای از چپاول انسانهای متجاوز در امان بماند . و همانند جنگلهای منطقه مسطح و قابل دسترسی آسان براحتی به محل سکونت ، کارخانه ، رستوران و قهوه خانه تبدیل نگردد .
 بعضی از این جنگلها ، مانند جنگلهای ارسباران ، بقدری با ارزش هستند که از طرف یونسکو بعنوان میراث طبیعی بشری و ذخیرگاه طبیعی درختان وگیاهان حفاظت شده اعلام گردیده است .    
                      ارزش اقتصادی 
کوه ها بعلت دور از دسترس بودن وسانحه خیزی از نظرحرکت اقتصادی چندان مقرون بصرفه نیستند . به همین سبب نه دولت ها ونه مردم عادی آماده سرمایه گذاری در این مناطق نمی شوند . ولی در عین حال چون در کشور ما 3/2 مساحت ایران را کوهها تشکیل میدهند و  رودها از کوهها سرچشمه میگیرند . بناچار 50 درصد روستاها در کوهستانها ، دره ها وکوهپایه ها بنا گردیده اند . وچون غلات در روستاها توسط روستائیان کاشته میشوند ، میشود گفت قسمت قابل توجهی از غلات  در روستاهای کوهستانی تولید میشود .که اغلب این کشتزارها بصورت دیمی بوده ونیازی به آبیاری مداوم ندارند .لذا ازاین نظرهم کوهها اهمیت اقتصادی پیدا میکنند .
و گذشته از آن وجود مرتع در کوهستانها و کوهپایه هاو دامداری روستائیان ساکن در این مناطق نیز بر اهمّیت اقتصادی کوهها بخاطر تأمین علوفه دامها میافزاید . 
بجزموارد فوق در کوهستانها تربیت زنبورعسل که تعداد زیادی از مردم زحمت کش با آماده کردن شربت شکرزیاد بشغل شریف تولید عسل از شکر میپردازند قابل ذکراست   ، پرورش و جمع آوری گیاهان داروئی ، و باغبانی که غالباً در دره ها و ارتفاعات پائین تر انجام میگیرد نیز حایض اهمّیت اقتصادی است .
در کشورهای پیشرفته برای ایجاد انگیزه در روستائیان ساکن منطق کوهستانی ، جهت ماندگار شدن در محل خود و مهاجرت نکردن به شهرها و محافظت از منابع طبیعی منطقه ، با عناوین مختلف برای جوامع محلی درآمد زائی ایجاد میکنند .از جمله : آموزش صنایع دستی به روستائیان و تولید  و فروش آن به گردشگران ودادن سرویس های مختلف به آنها مانند  : فروش محصولات خود و اجاره دادن محل سکونت به گردشگران و پخت غذاهای محلی و فروش آنها  . که نمونه آن در روستای ماسوله در مبدأ صعود قله شاه معلم  در فومن و در روستای کندوان درمبدأصعود قله سهند دراسکو در ایران نیز قابل مشاهده است . ویا در بعضی از مناطق از آبگرم طبیعی موجود در منطقه برای اشتغال زائی در روستا و جلو گیری از مهاجرت روستائیان به شهرها و حفظ طبیعت موجود توسط خود جوامع محلی استفاده میشود . مانند : آبگرم سرعین در کوهپایه سبلان ویا آبگرم لاریجان در دامنه دماوند .
 واسکی نیز یکی از این کارهاست که جوامع محلی ساکن در مناطق کوهپایه ای پر برف ، با جذب گردشگر ، و سرویس دهی روستائیان به اسکی بازان ویا بکسانی که برای تماشای این ورزش مهیج میآیند میتواند یک کوشش اقتصادی در کوهستان بحساب آید     
                        اکوسیستم کوهستان 
کوهها،  با داشتن شیب ، ارتفاع ، درّه  ، یال و آب و هوای ویژه ، از اکوسیستم خاصّی برخوردار هستند . و این اکوسیستم بخاطر شرایط خاصّ وحسّاسیّت ویژه ، آسیب پذیر و شکننده است بطوری که با کوچکترین حرکت نا بخردانه بهم می ریزد و مسیرنابودی را پی میگیرد . ترمیم پوشش گیاهی در  بعضی شیبها دهها و صد ها سال ( بسته به شیب آن ) زمان میبرد وحتی دربعضی شیب هااین کار تقریباَ غیر ممکن است . 
فصل13 دستور کار کنفرانس زمین میگوید " اکوسیستم کوه ها بدلیل فرسا یش خاک ، رانش زمین ونابودی سریع حیوانات وگیاهان در معرض تهدید هستند " 
وقتی میگوئیم با جابجا کردن حتی یک سنگ اکوسیستم کوهستان بهم میریزد ، سخن بگزاف نگفته ایم زیرا این اکوسیستم بسیار آسیب پذیر است و جبران آسیب باین اکوسیستم سخت ودشوار میباشد . با این حساب آیا چه برسر کوهستان میآید وقتی که ، راههای غیرلازم غیر اصولی در کوهستان احداث میکنیم ؟ بنظر شما آیااین زخمی که با احداث راههای بیمورد درکوهستان برپیکر آن وارد میکنیم  تا ابد بر چهره کوهستان باقی نخواهد ماند؟! ، و یا پوشش گیاهی رابا ایجاد پاکوبهای جدید و آتش زدن بوته ها ، ازبین میبریم ؟! بدنبال یافتن معدن میلیونها تن خاک کوهستان را جابجامیکنیم وبعد از تهی کردن معدن آنرا بحال خود رها میکنیم ، در کنارچشمه های گرانبها رستوران احداث کرده وانبوهی از زباله را بطرف دره وفاضلاب آن را بطرف آب روانه میکنیم ! بمعنی کمر بستن بنابودی این اکسیستم نیست  ؟ آیاهیچگونه ارزیابی از خسارت وارده بر این محیط را محاسبه نموده ایم ؟ مسُلماً نه زیرا ماشین حسابهای ما قدرت محاسبه زیانهای وارده را ندارد . 
       چه عواملی اکوسیستم کوهستان را تهدید می کنند ؟ 
بخاطرحساس بودن این اکوسیستم ، عوامل زیادی این اکوسیستم را تحت تاًثیر قرارمیدهند و براحتی به این اکوسیستم آسیب جّدی وارد میکنند .
  از جمله این عوامل  :
آلوده کردن محیط کوهستان ، از بین بردن پوشش گیاهی ، ایجاد راههای غیر ضروری و غیر لازم ، ایجاد آتش سوزی ، واردکردن دام بیش از ظرفیت بمراتع کوهستانی ، تفکیک اراضی و ساخت وسازهای غیر قانونی ( تغییر کاربری ) ، پاک تراشی کوهها ، جنگل زدائی  و . . .
آلوده کردن محیط کوهستان با رهاکردن زباله و موّاید زائد درکوهها ضمن آلوده شدن سرچشمه آبها که پس ازطی مسافت زیادی برای شرب انسان و حیوانات و آبیاری مزارع و باغات بکار میرود درروند طبیعی اکوسیستم کوهستان خلل وارد می کند واین کار آسیب های جدی و خسارات جبران ناپذیری برکوهها وارد میسازد . بعضی از این زباله ها خطرناک وسمی هستند مانند باطری های فرسوده . که حتماً باید آنها را از محیط کوهستان خارج نمود . وبعضی برای سلامتی حیوانات ساکن کوهستان مضّر هستند مانند بقایای مواد غذائی که توسط گردشگران درآنجا دور ریخته میشوند . باید بدانیم که در کوهستان هیچ نوع غذائی را نباید به حیوانات داد زیرا آنها هرگز به خوردن موّادغذائی ما که برای دستگاه گوارش آنهانا آشنا وناسازگار هستند ، عادت ندارند . و بعضی از زباله ها بعلت دیر تجزیه شدن سال ها در کوه مانده و چهره کوهستان را کریه و نا خوشایند میکنند مانند شیشه که یک میلیون سال زمان لازم است تا تجزیه شده و به طبیعت باز گردد و یا آلومینیم هفت صد سال طول میکشد تا تجزیه گردد . و بعضی هم ممکن است آسیبی به کوه نرساند ولی سیمای کوه را نازیبا میسازد ونباید کسانی که بعداز ما به آن منطقه وارد میشوند با آن منظره زشت روبرو گردند . واین حق مسّلم آنها است که محیط راپاکیزه به بینند . مانند پوست میوه ها که شایسته است کوهنوردان آنها را چال کرده ویادر زیر سنگها پنهان نمایند . نیز لازم است بعد از دفع حاجت محل آلوده شده را با خاک وسنگ پوشاند تاهم منظره بدی برای دیگران نباشد وهم آلودگی توسط حیوانات وباد و باران پخش نگردد . بنا بر این لازم است آشغالها وزباله های خودراتا رسیدن به اولین ظرف آشغال همراه خود بیاوریم .        
 ازبین بردن پوشش گیاهی کوهستان که ممکن است یا از طریق چرای بی رویه با وارد کردن دام بیش از ظرفیت به محیط ، ویا با ترتیب دادن صعودهای گله ای ، ویا با آوردن طبیعت گرد غیرآموزش دیده به منطقه جهت کسب در آمدزائی ، یابوته کنی وسوزاندن بوته ها ، با آتش زدن گوَنها جهت تهیه چای گوارا ! ( آیا اطلاع داریم که این چائی به چه قیمتی تمام میشود ؟ ) ،اگربدانیم که یک بوته گوَن دهها سال میتواند عمرکند  و خاک کوهستان را از فرسایش محفوظ نگه میدارد و رطوبت خاک را حفظ میکند ودرزیر یک بوته میلیونها موجودات ریززندگی میکنند ، باز هم گوَن را برای درست کردن چای آ تش می زنیم ؟ واین کار بمعنی آ تش زدن آینده محیط زیست ودر نتیجه آ تش زدن زندگی خودمان نیست ؟ . میدانیم اکثر مراتع کوهستانی از مراتع فقیر محسوب می شنودوبا وارد کردن دام بیش ا ز ظرفیت بتدریج گیاهان خوش خوراک کم شده ونسل آنها منقرض میشود ( زیرا تازه از خاک سردرنیاورده با ریشه خورده میشوند که نه ریشه آنها باقی میماند ونه گیاهان به حّد رشد می رسند که بتوانند بذر افشانی وتولید مثل کنند ) وبا انقراض آنها وازبین رفتن پوشش گیاهی ، با اولین باران خاک با ارزش شسته شده باعث پرشدن دره ها از رسوبات وتشکیل سیلابهای خانمان بر انداز ودر نهایت انباشته شدن پشت سد ها از رسوبات باارزش حاصل از فرسایش شده و در بالا دست سبب نمایان شدن تخته سنگها ئی که هیچ گونه گیاهی نمیتواند در آنها رشد کند ، میگردد . پس لازم است مسئولین امربرای جلوگیری از با بودی مرتع " بین دام و مرتع تعادل ایجاد کنند " والا با گذاشتن امور در اختیار دامدارکه برای آینده برنامه ای ندارد واگر هم دارد برنامه او فقط در مورد گله خود ودر حّد محدوده تفکر خود میباشد ، هر دامداری میگوید مگر من چند راًس دام دارم که اینها مرتع را از بین ببرند . شما باید جلو دام های فلانی را بگیرید .
وموقعی که برای دسترسی آسان به ارتفاعا ت راههای غیر اصولی غیر ضروری احداث میکنیم هرگز این فکر را نمی کنیم که این زخم تا ابد درسیمای زیبای طبیعت ماندگار شده وعلاوه بر آنکه چهره او را برای همیشه زشت و ناپسند میکند بلکه در موقع احداث جادّه با ریختن خاک جادّه بطرف درّه ، پوشش گیاهی را تا ته درّه از بین میبریم وقسمت قرار گرفته در سمت کوه را سست میکنیم که با کوچک ترین رانش واوّلین باران شسته شده و پوشش گیاهی همراه با خاک نرم آن را تا نوک قله شسته و بطرف دره سرازیر میگرداند وچهره تخته سنگها که کوچکترین امکان  رویش را برای گیاهان نمی دهند پدیدار میگردد . وعلاوه بر آن با ساخت راه در این مناطق ارتباط دو طرف جاده برای موجودات وحیات وحش ساکن آنجا قطع شده و زندگی طبیعی آنها بمخاطره میافتد . ونیز با هر رفت وآمدی با ایجاد سر وصدا ، حیا ت وحش آنجا احسا س خطرکرده ووجود انسانها را به منزله  تجاوز به حریم خصوصی خود بحساب آورده وناچاربه ترک منطقه میشوند . ویکی از عوامل تخریب در کوهستان را میتوان ایجاد آتش سوزی عمدی که گاهاً صرفاً جهت به اصطلاح تفریح توسط افراد نادان انجام میپذیرد و پوشش گیاهی منطقه وسیعی را از بین میبرد برشمرد . و شاید این افراد فکر میکنند که گیاهان دیگر خشک شده وارزشی ندارند . در صورتی که همان گیاهان خشک هم برای بسیاری از حیوانات حکم پیتزا برای انسان را دارد وهم اینکه جلو فرسایش خاک را میگیرند وهم ریشه و دانه آنها در بهار آینده منطقه را سرسبز خواهد کرد . وممکن است آتش سوزی غیر عمدی بوده ، به این معنی که موقع خاموش کردن آتش دقت کافی نشده و بعد از رفتن همه در اثر باد بقایای آتش شعله ور گشته و آتش همه جا را گرفته باشد . پس باید موقع ترک منطقه از خاموش شدن آتش اطمینان کامل پیدا نمائیم .
معدن کاوی نیز یکی از عوامل تخریب کوهها بحساب میآید ، انسانهای سود جو برای یافتن معدن ، زیست بوم حسّاس کوهستان را بهم ریخته برای جستجوی معدن زیانهای جبران نا پذیری به منطق باارزش کوهستان وارد میکنند و این بخاطر عدم برنامه ریزی اصولی و عدم مدیّریت صحیح مناطق کوهستانی بوجود میآید . 
بعضی ها وقتی این حرفها را میشنوند ، میگویند با این حساب نباید از معادن کوهها استفاده کرد و آنها باید بدون استفاده رها شوند . ولی خواسته ما این نیست بلکه اوّلاً باید بدانیم معادن جزو انفال است و متعلق به همه است . درست نیست که یک نفر و یا یک شرکتی معدنی را ملک خود کرده و بنفع خود از آن بهره برداری نماید و ثانیاً کوچک ترین حرکتی در کوهستان باید حساب شده باشد و قبلاً ارزیابی زیست محیطی در مورد آن حرکت انجام بگیرد و بعداز اتمام کار وضعیت بحال اوّل برگردانده شود .نه این که بعد از ماهها جابجائی میلیونها تن خاک ،  منطقه به همان حال خود رهاگردد 
تفکیک اراضی کوهستانی و ساخت وساز در آنها ، علاوه بر نابودی اکوسیستم کوهستان ، اوّلاً موجب بوجود آمدن رانش در آنها میشود ، ثانیاً چون انسانها توسعه طلب و فرصت طلب هستند ممکن است تا نوک قله هم برای تصاحب زمینها پیش بروند و اراضی ملی راهم تصاحب کنند زیرا اگر مانعی در پیشرو نداشته باشند فرصت طلبی میکنند واشتهای انسانها متاسفانه سیری ناپذیر میباشد . 
تفکیک اراضی کوهستانی و ساخت و ساز در مسیر های صعود کوههانیز یکی از تهدید ها و عوامل نا بودی اکوسیستم کوهستان میباشد . ساختن دکه ها ورستورانها بطور فزاینده ای افزایش یافته وهر هفته شاهد برپائی یک دکه غیرقانونی در هر مسیری هستیم . که برپا کنندگان آنها ، ضمن تصاحب کوهها با تولید زباله و رها کردن آنها بطرف دره ها ، موجب آلودگی آب رودخانه ها شده و چشم انداز زشتی را بوجود میآورند . که این افراد هر از گاهی ضمن توسعه حریم رستوران خود پس ازاستقرارکامل و تحکیم حصارها و دیوارهای محل ، با بی چیز نشان دادن خود در سازمانها ی خیریه اقدام به تهیه سند با جمع آوردی استشهاد محلی مینمایند . وپس از گذشت زمان آنجا را فروخته ، و در بالادست بدنبال یافتن محلی جدیدی اقدام میکنند . و با این طریق ، گسترش دامنه های تخریب به بالا دست ها وارتفاعات کشیده میشود . واحتمال کشیده شدن آن تا نوک قله وجود دارد .  
            راههای حفاظت از اکوسیستم کوهستان
                       تدوین قوانین مبسوط 
اکنون که تا اندازه ای به اهمّیت کوهها پی بردیم و متوجه شدیم که کوهها از جنبه های مختلف ثروت ملی محسوب میشوند و از طرفی متوجه شدیم اکوسیستم کوهستان ، شکننده ،  آسیب پذیر وحساس میباشد . برخود لازم میبینیم که همراه با دوستداران طبیعت از این اکوسیستم محافظت نمائیم . واز تخریب آن جلوگیری بعمل آوریم .امّا چگونه ؟ راههای زیادی از طرف متخصّصین امر ارائه گردیده که هر کدام از آنها بنوبه خود میتوانند باین کار کمک نمایند . ولی ماهم به نوبه خود برای این کار راهکارهائی را پیشنهاد میدهیم . 
بنظر ما بعضی از این راه کارها پشتیبان قانونی میخواهد . که ارائه و پیشنهاد آنها از طرف تمام حامیان طبیعت میتواند باشد . ولی تصویب آنها از اموردولت مردان و هیئت حاکمه است . که با تهیه و تدوین قوانین محکم ومبسوطی این مناطق را از گزند چپاول و تعدی افراد نا آگاه وسازمانهای دولتی بی ملاحظه محفوظ نگهدارد . 
بطوری که میدانیم کوهها جزو انفال بحساب میآیند و از نظر قانون از اموال عمومی محسوب شده ومتعلق به تمام مردم ایران میباشد وحتی بعضی از آنها متعلق بتمام مردم جهان میباشد . مثلاً کوه دماوند یک کوه فرا ملی ومنطقه ای وبلندترین قله خاور میانه محسوب میشود . ولی به بینید با این کوه چه میکنند . براحتی هرکس وهر سازمانی با لودرها و بولدوزرها از هر قسمتش وارد شده واکوسیستم آنرا بهم میریزد ، آگاهانه ویا ناآگاهانه کمر بنابودی آن بسته اند . میدانید چه ضرری به بیت المال مسلمین وارد میکند ؟ وقتی میگوئیم هر تخریبی در کوهستان غیر قابل جبران هست ! آیا آیندگان هیچ حقی درکوهستانها ندارند ؟ لذا ما میگوئیم :  قوانینی لازم است که جلو تجاوزات به این ثروتهای ملی را بگیرد . با گفتن مرگ من این کاررا نکن ، کار درست نمی شود ، و جلو قلدری را نمی شود گرفت . وقتی قانون محکمی در برابر متجاوزان باشد دیگر لازم نیست ، تمام درس اکو سیستم کوهستان را بتک تک نفرات کشور توضیح داد . قرارنیست که به بچه توضیح دهیم که وقتی دست تو آلوده است وآنرا بدهانت میزنی میکروب وارد بدنت میشود و فرضاً مبتلا به فلان بیماری میشوی و شروع کنیم به گفتن فلسفه  ابتلا و عوارض تمام بیماریها و نحوه سرایت آن بیماری ها را به بچه شرح دهیم ، این کار عاقلانه نیست ، زیرا هم لازم نیست وهم خودمان  پزشک نیستیم و معلومات لازم را نداریم . بنابراین کافی است قانونی در منزل داشته باشیم و بچه را ملزم نمائیم دست آلوده خود را بدهانش نزند واونیز مسلماً آنرا رعایت خواهد کرد . در این مقوله هم همین طور است دولت قانونی را به تصویب میرساند و جلو متخلفین را میگیرد . متخلف با نصیحت و قسم وآیه درست نمی شود . والا مرتباً میآیند ودر مسیرهای کوهنوردی کلبه ای برای خود درست میکنند و میگویند من بیکارهستم و میخواهم اینجا به خلق اللاه چای بفروشم و شروع به اشغال منطقه ای میکند و هر روز بر وسعت منطقه خود میافزاید ویک روز هم تابلوئی را نصب میکند . بدین مضمون " اینجا ملک شخصی است و ورود به ملک شخصی از نظر قانونی ممنوع واز نظر شرعی حرام است "  حالا کار از کار گذشته او برای ما قانون مینویسد . وما باید التماس کنیم که آقای محترم اینجا که راه بود اجازه بدهید این دفعه که آمده ایم رد شویم ، وقول میدهیم دفعه آخرمان باشد که از اینجا عبور میکنیم .و این دکه ها و املاک شخصی و رستورانها هر روز در مسیرهای کوهنوردی مثل قارچ میرویند وبرتعداد آنها اضافه میشود وعرصه را برای همه تنگ میکنند . یک روز هم با هزار دوز وکلک برای آنجا سند تهیه میکنند .                          
                      فرهنگ سازی 
یکی از راههای حفاظت از محیط کوهستان فرهنگ سازی است . هر ساله کوهنوردان در نیمه دوم سپتامبر در سراسر جهان روزی را بنام " روز کوهستان پاک " نامگذاری ودر آن روز بصورت نمادین به پاکسازی مناطق کوهستانی میپردازند . واین بدان معنی نیست که یک سال تمام در کوهستان زباله ها را رها سازند و یک روز برای جمع آوری آنها اقدام کنند ، بلکه میخواهند با این کار فرهنگ سازی نمایند . یعنی فرهنگ پاکیزه نگهداشتن کوهها را در بین مردم نهادینه کنند . 
در قدیم الایام مرسوم بود وقتی ره گذری تکه نانی را در روی زمین میدید آن را برمی اشت ، یا میخورد ویا با احترا م آنرا در محل محفوظی قرار میداد تا زیر پا نماده و نسبت به نان کم احترامی نشود ، زیرا نان را نعمت خدا میگفتند و حتی مردم معتقد بودند ، بی احترامی به نان باعث میگردد خداوند خشمگین شده و انسان کور میشود . این جزو فرهنگ عمومی بود و نیاکان ما برای ایجاد آن زحمات زیادی کشیده بودند . در صورتی که هر چه را که ما میبینیم و لمس میکنیم همه را خداوند آفریده و نعمت محسوب میشوند . ولی چرا فقط به نان احترام میگزاریم ؟ برای آنکه این کارجا افتاده و نعنوان یک فرهنگ عمومی در آمده بود  .
کسانیکه میخواهند به جمع دوستداران طبیعت به پیوندند و از زیست بوم کوهستان حفاظت کنند ، باید بدانند در حال حاضر که قوانین قوی ومبسوطی وجود ندارد و قوانین حاضر نیز در مورد حفاظت از محیط کوهستان اجرا نمی شود ، چاره در این است که این کار با فرهنگ سازی انجام پذیرد وفرهنگ سازی بنوبه خود میتواند نتیجه خوبی داشته باشد و آنچه که مسلم است این است که " کار فرهنگی زمان زیادی میخواهد و حوصله فراوانی را طلب میکند " واگر این اصل را پذیرفتند به جمع نگهبانان و حافظان اکو سیستم کوهستان به پیوندند . زیرا این مسئله باعجله و تندی و با بکار بردن چوب وچماق حل نمی شود . 
گاندی آن بزرگ مرد هندی وقتی تصمیم گرفت فاصله ملت هند را با جهان پیشرفته را کم کند . با جارو در کوچه وخیابان پشت سر مردم راه افتاد و وقتی مردم در حال راه رفتن دفع حاجت میکردند ، آنهارا جمع آوری مینمود  و با این کار توانست مردم را برای دفع حاجت به آبربزگاههای عمومی هدایت کند . وبا تحمل مشقات فراوان فرهنگ مردم را اصلا ح وملت هند را با تمدن آشنا سازد . 
شما هم اگر در محیط کوهستان با افرادی بر خورد کردید که محیط رابا ریختن زباله آلوده میکنند . پس از سلام دادن و گفتن خسته نباشید ، که از اخلاق کوهنوردی محسوب میشود ، وهم باب گفتگوی مسالمت آمیزرا باز میکند ، به آن فرد یا افراد بگوئید اجازه میدهید آشغال ها را جمع نمایم ؟ و سپس شروع به جمع کردن زباله هائیکه ریخته اند بنمائید ، که در این صورت ممکن است سه حالت پیش بیاید . اوّل آنکه طرف هیچ عکس العملی از خود نشان نداده و فقط نگاه کند . که حاکی از بی اطلاعی او از موضوع میباشد که در این صورت بهتر است بعد از جمع آوری زباله ها قدری در مورد اهمّیت زیست بوم های کوهستانی با آن فرد گفتگو شود و مقدار آن به وضعیت گیرائی طرف بستگی دارد که شاید از اوّل اصلاً حوصله شنیدن حرفهای شما را نداشته باشد وشاید هم با علاقه فراوان به مطالب گوش داده و بخواهد در باره این موضوع بیشتر بداند و امکان دارد خواستار عضویت درسازمان های حامی محیط زیست باشد ، شما در اینجا پاداش خود را گرفته اید . حالت دوّم اینکه ، طرف با دیدن این وضع احساس گناه کرده و با بزبان آوردن کلماتی اظهار ندامت کند . ونتیجه کار این میشود که دفعات بعد تکرار نکند . حالت سوّم که بدترین نوع ممکن میباشد این است که نه تنها احساس گناه نکند و شرمند نگردد ، بلکه با کلمات ناخوش آیند از شما استقبال نماید ، مثلاً بگوید باز این آشغال جمع کن ها آمدند . برای اصلاح این فرد یا افراد باید تلاش بیشری نمود و این افراد حکم آهن سرد را دارند ، شما نباید از بر خورد با این چنین افرادی دلسرد شده وایمان خود را برای کار خود از دست بدهید ، بلکه برای تاًثیر گذاری روی این افراد باید زمان زیادی را صرف نمود و نباید انتظار داشته باشید که این افراد با یک بار برخورد اصلاح گردند . ولی اطمینان داشته باشید که همین تذکرات اولیه شما در آینده روی آنها اثر خواهد گذاشت . در این موقع عوض این که خود را ناراحت کنید به آن جمله فکر کنید که کار فرهنگی زمان زیاد و حوصله فراوانی میخواهد . و بداند کشورهائی که ازاین لحاظ از ما جلو تر هستند ، این راههارا قبلاً پیموده اند و حرفهای ناراحت کننده بسیاری را شنیده اند و برای پیروزی در راه خود مقامت کرده واصرار ورزیده اند که توانسته اند امروزه بجائی برسند که دیگر کسی جراًت آلوده کردن محیط زیست آنها را ندارد .
ممکن است بگوئید در اجتماع ما موفقیت در این کارها امکان پذیر نیست در صورتی که : اگر خاطرتان باشد چند سال پیش وقتی در داخل اتوبوس فردی که کنار شما نشسته هر موقع دلش میخواست سیگار روشن میکرد وشما جراًت اعتراض نداشتید و اگر هم اعتراض میکردید با چک ولگد بجان شما میافتاد و اگر کار به دادگاه وشکایت میکشید حق با آن فرد بود و شما محکوم میشدید . ولی حالا کسی جراًت سیگار کشیدن را در مجامع عمومی ندارد واگر هم اقدام به این کار کرد با اعتراض یک فرد ضعیف فوراً ضمن عذر خواهی سیگار خودرا خاموش میکند . زیرا این فرهنگ در جامعه ما نهادینه شده است . حالا ممکن است این کار در اثر فعالیت عموم بوده ویا در اثر تدوین قوانین محکم بوده باشد که خود آن هم باز دراثر فشار افکار عمومی به قانون گذاران بوجود میآید .          
                    علامت گذاری مسیر ها
یکی  دیگر از راههای جلوگیری از تخریب کوهستان تعیین مسیر های حرکت گردشگران ، کوهپیمایان ، کوهنوردان و ساکنین منطقه کوهستانی است . زیرا ایجاد مسیرهای مختلف و پاکوب های گوناگون باعث از بین رفتن پوشش گیاهی میگردد . و خسارات جبران نا پذیری بر کوه وارد میآورد . و وقتی پوشش گیاهی از بین رفت فرسایش خاک کوه شتاب بیشتری گرفته و لایه نازک وکم عمق خاک محیط کوه از بین رفته و تخته سنگها که هیچ گونه امکان رویش نبادات وگیاهان در آنها وجود ندارد نمایان میشوند . پس از تعیین مسیرها ، آنهارا با علامات ویژه مشخّص و همه را ملزم به عبور از آن مسیر نمود . علامت گذاری ممکن است بوسیله سنگ چین کردن و یا با نصب میله های آهنی باشد ویا با فلش زدن ویا با رنگ آمیزی میسر گردد . ولی بهترین راه کاشتن درخت در طرفین مسیراست .وهمچنین بهتر است در ابتدای مسیر با نصب تابلوهائی تازه واردین را به فواید استفاده از مسیر تعیین شده آگاه ساخت . در تعیین مسیر باید بعضی فاکتور ها را درنظر گرفت ، از جمله چشمه ها و محلهائیکه درخت وجود دارد . زیرا ما اگردر مسیر علامت گذاری شده چشمه را حذف کنیم که معمولاً مردم دوست دارند در کنار چشمه آبی به سر وصورت زده و دمی بیاسایند ، ویا در مسیر حرکت خود زیر درختان نشسته و صبحانه میل کنند ، از مسیر خارج نمائیم ، مردم مسیر تعیین شده را نا دیده گرفته نا خود آگاه راه خود را بطرف چشمه ویا برای استفاده از سایه درختان کج خواهند نمود . وطرح ما ناکام خواهد ماند .
 علاوه بر موضوع فوق ، دربعضی از کوهها وقتی نگاه میکنیم در اثر ایجاد راههای مختلف ، زخم هائی در سیمای کوه بوجودآمده که چشم انداز کوه را برای هر بیننده ای  بصورت با همگون در آورده و منظر کوهستان را از حالت اصلی درآورده واگر با گوش دل توجّه شود ناله های کوه را از این زخم ها میتوان شنید .  
علامت گذاری وتعیین مسیر ، در مسیر صعود سفید کوه در شهرستان خرم آباد توسط انجمن یاران سبز در اثر تلاش و کوشش فراوان عملی گردیده و آثار خوب آن بزودی برای دوستداران طبیعت و عموم مردم آن منطقه روشن و مشخص خواهد گردید ، که این حرکت میتواند الگوی خوبی برای سایرمناطق باشد ، مسئولین گروههای کوهنوردی و تشکل های زیست محیطی میتوانند با بازدید از منطقه مشاهده نمایند که چگونه طبیعت دوستان درآنجا  بدون هیچ کمکی و تنها با اتکا به عشق وعلاقه فردی به کوهستان ، با حمل بطری های آب  به آبیاری نهالهای کاشته شده همت میگمارده وباجان دل ازنهالها حفاظت میکنند  وچگونه مسیر های انحرافی را مسدود کرده اند .
وهمچنین ایجاد مسیر سبز " تافه ی کوچکینه " در کوه طاق بستان ـ دو شاخ که توسط جمعّیت حفظ و احیا ی محیط کوهستان در کرمانشاه نیز اجرا شده قابل ذکر میباشد .          
                
                 فرصت دادن به طبیعت 
باید بدا نیم " طبیعت فرصت طلب است " ما انسانها باید به آن فرصت بدهیم تا خودرا باز یابد . کافی است چشمه ای ویا آب باریکه ای باشد و منطقه را بحال خود رها سازیم ، یعنی در آنجا چرا انجام ندهیم ، آشغال نریزیم ، بوته نکنیم ، برای درست کردن چائی آتش روشن نکنیم ، یا بقول قدیمی ها منطقه را قرق کنیم ، بعد از مدّت کوتاهی به مرتع خوب و سر سبز تبدیل میشود . در هر نقطه ای که طبیعت دراثر دست اندازی انسان در حال نا بودی است ، برای نجات آنجا از نا بودی کافی است ، آنجا را مدتی قرق نمائیم و از ورود هر نوع انسان اهلی و غیره ممانعت بعمل آوریم . طبیعت از فرصت بوجود آمده استفاده کرده و خود را باز خواهد یافت و خرابی های بوجود آمده را ترمیم خواهد کرد .
گاهاً دیده شده در منطق کوهستانی دوراز دسترس مناطقی بکر ودست نخورده ای وجود دارند که اندازه گیاهان از قد انسان بیشتر است ، شادابی وطراوت آن حکایت از نرسیدن پای انسان به آنجا میکند و معلوم میشود که بحال خود رها شده و طبیعت در حال بالندگی است . کسانی که فقط 10 سال پیش تنگه ساواشی را دیده باشند میدانند که ارتفاع گیاهان وگلها بقدری زیاد بود که رسیدن به ابشار اوّل بسختی امکان پذیر بود ، ولی امروز به برکت وجود دکه ها و طبیعت گردان ناآگاه و تورهای سود جو از آنهمه زیبائی چیزی باقی نماده است . راههای مختلفی برای ترمیم خرابی های بوجود آمده در کوهستان ارائه شده . ولی باید توجه کرد بهترین راه اینست که : به طبیعت فرصت داد تا خودش خودش را ترمیم کند . وطبیعت با زبان بی زبانی  به انسان می گوید : ای انسان که بخود رحم نمی کنی " ما را بخیر تو امید نیست شر مرسان "
اما این هم قابل ذکر است که برای کمک به باز سازی در کوه میتوانیم با بذر پاشی ، گپه کاری ، نهال کاری و درختکاری به ترمیم خرابی های ایجاد شده کمک کرد . ونیز باید بدانیم در شیبهای تند ترمیم پوشش گیاهی مشگل است و به زمان زیاد و کوشش فراوان نیاز دارد .

به نقل از کتاب کوهستان سبز و کوهنوردی بهداشتی ( تالیف : احد یاریاب )