یکی از همنوردان سنقری خبر از وجود چاهی در ارتفاعات دالاخانی در زیر چشمه معروف به سهیل را داده بود و قرار بر این شد که در موفقیتی مناسب جهت شناسایی و کشف این غار به آن منطقه سفر کرده تا آن را نیز مانند دیگر غار های کشف کرده جزءافتخارات این گروه ثبت شود.

مدت کوتاهی است از فعالیت غار نوردی در این گروه می گذرد ولی با وجود اعضای باتجربه توانسته ایم چندین غار را کشف و از غار های متعدد دیگری بازدید کنیم وجود تالار ها و دهلیز های تنگ و تاریک و سنگ های زیبای غار همه وهمه حکایت از قادری توانا دارد و انسان را به تفکر وا می دارد.

28/05/73

با همراهی همنورد سنقری مان از کنگاور به سوی شهرستان صحنه حرکت می کنیم. از آن جا به وسیله اتومبیل اداره تربیت بدنی صحنه به سمت روستای قوری چای به راه می افتیم، هوا مقداری سرد بود بچه ها که پشت ماشین وانت سوار شده بودندخود را در لابه لای پتو از گزند سرما مخفی کرده بودند.

پس از رسیدن به روستای قوری چای اتومبیل را در منزل یکی از اهالی روستا پارک می کنیم جهت حمل وسایل یک قاطر نیز کرایه کرده ایم که زود تر به منطقه مورد نظر برسیم، بعد از بستن کوله های اضافی از مسیردره مصطفی به سمت گردنه ای در مابین سهیل کوه که به گردنه دروازه معروف است صعود را آغاز می کنیم. روستای قوری چای از توابع سنقر و در جنوب غربی آن قرار دارد.این روستا که دارای 40 خانوار می باشد دارای جمعیتی دویست نفر که به گویش کردی تکلم می کنند. عمده درآمد مردم این منطقه از طریق کشاورزی تامین می شود.

پس از پشت سر گذاشتن دو چشمه در میان دره و استراحتی کوتاه از شیب های تند به سمت بالا به مسیر خود ادامه می دهیم. در ساعت 30/12 به دروازه می رسیم که از این گردنه تا دهانه غار حدود 100 متر می باشد مال دار روستا که خود مسیر را می شناسد بار هایمان را به دهانه چاه برده پس از صرف مقداری تنقلات با ما خداحافظی کرده به سوی روستا بر می گردد.

حالا تنها ما مانده ایم و دهانه چاهی که بسیار مخوف به نظر می رسد.دهانه غار به ابعاد2×5 متر در لابلای چندین صخره کوچک قراردارد. غار از بدو ورود عمودی است و می بایست جهت ورود به آن گارگاهی در بالای دهانه چاه نصب کرد مسئول فنی تیم سریعاً برای پیدا کردن محلی جهت گارگاه مشغول و پس از پیدا کردن محل مورد نظرگارگاه را آماده می کند.

حدود 12 متر پائین تر از دهانه غار طاقچه بزرگی به چشم می خورد ولی پس از آن به علت تاریکی چیزی مشهود نیست با پرتاب سنگی در داخل چاه پس از لحظاتی چند صدای برخورد سنگ با آب ته چاه به گوش می رسد. نفر اول به سوی پائین فرود را آغاز می کند. بعد از رسیدن به طاقچه فوق الذکر خبر از چاهی استوانه ای شکل و بسیار عمیق می دهد آن طور که معلوم است در طول مسیر جایی پیدا نخواهد شد که بتوان گار گاهی دیگر نصب کرد. سریعاً شروع به پاکسازی کرده و نفر های بعد نیز فرود آمده و خود را به طاقچه می رسانند پس از مشورت با دیگر اعضا به علت کمبود وسایل بنا را بر شناسایی سطحی غار گذاشتیم. تا در فرصتی مناسب و با وسایل کامل تر به این مهم بپردازیم . ما در این برنامه با خود دو حلقه طناب داشتیم که جواب گویی  این غارعمیق نبود زیرا با آن که سنگی  بر سر طناب بسته و به داخل چاه سرازیر نموده ایم پس از 80 متر که به پائین رفت هنوز به آب ته چاه نرسیده بود و آن طوری که ما احتمال داده بودیم حدود 20 متر دیگر نیز جا داشت تا به آب برسد. پس از شناسایی منطقه یکی پس از دیگری راه صعود را در پیش گرفته و به بالای چاه برگشتیم تا در برنامه ای دیگر با وسایل کامل و آمادگی بیشتر به آن منطقه سفر کنیم.

 

چهارشنبه 07/06/73

پرده برداشتن از راز غار چاهی دالاخانی که بیسار مخوف است چنان شور و هیجانی در گروه ایجاد کرده که هرکس به طریقی جهت کمک به تیم اعزامی در تلاش است و بچه ها بیشتر احساس مسئولیت می کنند .تدارک تیم با توجه به جلسه ای که در محل سالن سنگنوردی از سوی اعضای شرکت کننده برگزار شد ضمن مشخص کردن مسئولیت ها به تقسیم کار و وظایف می پردازند پس از هماهنگی با ادراه تربیت بدنی کنگاور و جمع آوری وسایل لازم در ساعت 35/1 شهرمان را به سوی سنقر ترک کردیم .

به علت داشتن بار زیاد و نفرات تیم حرکت ماشین به کندی صورت می گرفت با هماهنگی که از قبل با هم نوردان سنقری انجام داده بودیم آن ها را در میدان شهر ملاقات نموده با هم به سمت روستای قوری چای حرکت کردیم ساعت 20/5 به روستا رسیده و پس از کرایه ی چند راس قاطر و بستن بار ها از همنوردان خوب سنقری خداحافظی کرده و از مسیر دره مصطفی به سمت چشمه راه افتادیم.

حال می بایست مقداری سریع تر حرکت کرده زیرا مقصد ما در ارتفاعات 3000 متری قرار دارد و خورشید نیز در حال غروب کردن است وقتی به حوالی چشمه می رسیم هوا کاملاً تاریک شده و با نور چراغ قوه حرکت می کنیم . در میانه راه چارپایان قادر به ادامه مسیر نیستند ناچار مقداری از بار های آن ها را سبک کرده تا زود تر به گردنه دروازه برسیم حمل بار تا بالای گردنه بسیار وقت گیر و مشکل است در زیر گردنه دروازه چارپا ها از حرکت با ز می مانند لذا بچه ها با چند بار کوله کشی تمام بار ها را به محل بر پایی کمپ اصلی حمل می کنند ساعت حدود 12 شب است که بچه ها مشغول بر پایی کمپ می شوند و ساعتی بعد کمپ اصلی زده می شود. پس از صرف شام از سوی سرپرست برنامه کار های فردای بچه های تیم مشخص شده پس از مقداری بحث و بررسی به استراحت می پردازند.

پنچ شنبه 07/07/73

در ساعت 7 صبح پس از صرف صبحانه به جمع آوری وسایل به سمت دهانه می پردازیم ازکمپ اصلی تا دهانه حدود 100 متر است که با شیب ملایم ادامه دارد .در دهانه چاه از سوی سرپرست برنامه توضیحات لازم داده شده و کار یکایک بچه ها مشخص می شود و اولین گارگاه و نصب پله رکاب تا طاقچه توسط مسئول فنی تیم نصب می شود در طاقچه چند تن از نفرات شروع به پاک کردن محیط دهانه چاه نموده که مبادا بر اثر حمایت و فرود سنک به داخل ریزش کند. بعد از اتمام پاک سازی گارگاه ثابت توسط سیم بکسل زده می شود. تیوب را که با نصب چند عدد تخته بر روی آن برای نفرات اول درست کرده اند به وسیله طناب به پاین روانه می کنیم . پس از این که سر طول طناب حدود 115 متر به پائین رفت رسیدن آن به داخل آب گزارش می شود.

عبور از تالار اول

با هماهنگی دیگر اعضا نفر اول برای فرود آمدن آماده می شود با یاد و نام خدا فرود به یکی از مخوف ترین چاه های کشف شده آغاز می شود در میانه راه در هنگام عبور دادن گره دو سر طناب نفر اول با مشکل مواجه می شود گره موجب قفل شدن هشت فرود آن شده که با صعود مقداری از طناب به وسیله یومار گره آزاد و به طریق دیگری راه فرود را پیش می گیریم.

در نزدیکی آب موجود در ته غار تالار عظیمی به چشم می خورد آب انتهای غار در محوطه ای از غار قرار داشت که به علت راکد بودن به صورت باتلاق در آمده بود که مجبور بودیم در آن فرودآییم.

تیوب را جلو کشیده و بر روی آن سوار شده که به علت نامتعادل بودن به درون باتلاق فرو می رود با هر زحمتی است خود را به کناری می کشم حالا با دیدن تالاری بزرگ چنان احساس شور و هیجانی می کنم که زبان از توصیف آن عاجز است. در هنگام بازدید از تالار به حیوانی عجیب بر می خورم که شناخت آن برایم مشکل است. یک نوع موش با رنگی سفید و چشمانی قرمز که وجود آن در این قسمت که نه راه ورود دارد و نه خروجی در آن دیده می شود بسیار عجیب به نظر می رسد.در این میان نفر دوم نیز فرود آمد و به اتفاق چراغ گاز را روشن کرده و به بازدید غار می پردازیم.

این تالار با طول و عرض حدود 25×30 است که دارای یک راه خروجی به تالار دیگر است. بعد از عبور از راه خروجی تالار اول به تالار دوم که به صورت سوراخی افقی است به تالار دوم می رسیم که مساحت کمتر از تالار اولی دارد . پس از شناسایی آن و صرف مقداری تنقلات در آن فضای وهم انگیز آماده ی صعود می شویم با اطلاع دادن به حمایت چی های خود که در طاقچه بالا قرار دارند صعود به وسیله یوما آغاز می شود صعود 112 متر به وسیله یومار بسیار مشکل و نیاز به آمادگی جسمانی لازم می باشد به هر صورت نفر اول شروع به صعود می نماید چون طناب او از پاین فیکس شده مقداری راحت تر به بالا می رودو پس از مقداری استراحت در طول مسیر خود به گارگاه می رسد.و رسیدن خود را اعلام می دارد.

حالا نوبت به من است تا بالا بروم ، کار مقداری مشکل است بلند شدن از باتلاق و صعود 112 متر دهانه چاه نقس گیر به نظر می رسد. به هر صورت مسیر طی شدو پس از رسیدن به گارگاه بچه ها به هم تبریک می یگویند و از این که موفقیتی دیگر برای گروه بدست آمده خوشحالند. پس از دادن مختصر توضیحاتی در مورد غار از طرف سرپرست تیم سریعاً به جمع آوری وسایل اضافه در دهانه ی چاه پرداخته تا به دهانه ی اصلی غار صعود نمایم. در ساعت20/4 همگی از غار خارج شده در سر چاه دو گارگاه سیم بکسل جهت نفوذ دیگر گروه های کوهنوردی جا می گذاریم تا به یاری خدا دیگر گروه ها ی کوه نوردی نیز بتوانند از این غار زیبا و دیدنی بازدید به عمل آورند.

پس از آمار گیری و جمع آوری وسایل به سمت کمپ اصلی حرکت می کنیم طبق گزارش های دریافتی در حوالی این منطقه غار دیگری وجود دارد که شناسایی آن را به روز دیگر موکول کردیم.مورخ 08/07/73

صبح زود تر از خواب بیدار شده پس از صرف صبحانه کوهنوردان سنقری که به علت مشکلات نتوانسته بودند به ما ملحق شوند از راه می رسند پس از مقداری استراحت آنها به سمت چشمه سهیل حرکت کرده اما دو نفر از آنها در کنار ما ماندند تا راهنمای ما در صعود به غار دوم باشند.

پس از مقداری پیاده روی به دهانه غار دوم می رسیم این غار دارای تونل استوانه ای عمودی به ارتفاع 20 متر و دارای دو تونل حدوداً 4 متر دیگر است که شناسایی گردید.

به کمپ اصلی برگشته تا جهت حرکت به کنگاور آماده شویم. عصر همان روز به وسیله چهار پایی که قبلاً کرایه کرده بودیم بارها را به سمت روستای قوری چای حرکت می دهیم و خود نیز همراه کوهنوردان سنقری به سمت پائین به راه می افتیم پس از استراحت کوتاه در کنار چشمه طی طریق کرده به روستا می رسیم از آنجه به سنقر که در فاصله 5 کیلومتری قرار دارد می رسیم طبق هماهنگی قبلی که کوهنوردان سنقری با ریاست محترم اداره تربیت بدنی آن شهرستان کرده بودند قرار شده بود که مینی بوس آن اداره ما را به شهرمان برساند که جا دارد در اینجا از زحمات آن عزیزان قدردانی نمائیم پس از خداحافظی از همنوردان خوب سنقریمان به سوی دیارمان روانه می شویم.

در پایان جا دارد از کسانی که ما را در این برنامه یاری داده اند تشکر و قدر دانی کنیم،

مسئول محترم اداره تربیت بدنی شهرستان کنگاور جناب آقای ساطورزن

مسئول محترم اداره تربیت بدنی شهرستان    سنقر جناب آقای  صحرایی و آقای سرحدی

مسئول محترم اداره نربیت بدنی شهرستان صحنه = جناب آقای جوادیان و آقای ذوالنوری

کارمند اداره تربیت بدنی کنگاور آقایان پاینده و مظاهری

همنورد:     صمد  کاکایی

            «اعضاء شرکت کننده در برنامه»

1-   محمود انصاری «سرپرست برنامه»

2-   رسول سعیدی «تدارکات»

3-   محمد سمیعی « مسئول کمپ»

4-   هادی رجبی

5-   وحید مجیدی

6-   شهریار بلند اندام

7-   حسن پور ولی

8-   رضا جعفری «مسئول فنی تیم»