طبق ساعت مقرر هیات کوهنوردی که مجری این برنامه بود، تمامی نفراتی که از طریق محلهای مشخص شده در سطح شهر ثبت نام شده بودند، ساعت 5 تا 5/5 صبح در محل میدان امام گرد هم آمدیم و توسط 3 دستگاه مینی بوس به طرف کارخانه سیمان کرمانشاه و روستای چالابه حرکت کردیم. روستای چالابه در 12 کیلومتری شهر کرمانشاه واقع شده است که در ابتدای روستا یک دو راهی وجود دارد، سمت چپ به روستای چالابه وسمت راست به تنگه بزازخانه میرسد. که در گذشته در اختیار نظامیان بود. راه تنگه را از روی جاده آسفالت در پیش میگیریم، در انتها یک پست نگهبانی دیده میشود که باید از آن پس را پیاده طی کرد. در انتهای جاده در سمت چپ درختان بلوط و در مقابل یک آبشار صخرهای بلند را در داخل دیواره میبینیم. در بین درختان پایکوبی است که به سمت شمال، واز سمت چپ وبالای دره ای که در بین درختان بلوط و آبشار قراردارد میگذرد، شیب نسبتا زیادی دارد که با صعود از این مسیر میتوان 1 ساعته به دشت دوزه ری که چشمه ای هم با همین نام در آن واقع است رسید. ساعت 30/7 به تنگه بزازخانه و درختان بلوط رسیدیم وبرای خوردن صبحانه تا 30/8 توقف کردیم. یک تیم 7 نفره به سرپرستی رضا جعفری از گروه هلال احمر به محض رسیدن، برای صعود قله 3348 متری شیخ علیخان از تیم جدا شده و حرکت کردند، ما هم بعد از صرف صبحانه از همان راه صعود خود را ادامه دادیم. به دلیل آماده نبودن افراد عادی که در برنامه شرکت کرده بودند ، حدود 2 ساعت رسیدن به چشمه دوزه ری به طول انجامید. به چشمه که برسی میتوان بلندی ها و قله های پرو را که به واسطه یک خط الراس بلند تیغه ای به یکدیگر متصل شده و از غرب به شرق کشیده شده است به نامهای خرامان، قته چرمی، شیخ علیخان، نمازگاه و شاودالان و گردنه شنل را دید. ما پس از رسیدن به چشمه و مستقر شدن نفرات، برای صعود به قله شاودالان یک تیم 5 نفره را تشکیل داده و ساعت 50/10 دقیقه از مسیر پایکوبی که از کف دشت به سمت شرق ادامه داشت حرکت کردیم. با گامهایی بلند و سرعتی تقریبا زیاد از میان گیاهان بلند و سر سبز دشت دوزه ری گذشتیم تا به پای شیبی رسیدیم که با صعود آن به گردنه و پناهگاه فلزی شنل دست میافتیم،

 ساعت 30/11 دقیقه بود و هوا بسیار سرد و باد نسبتا شدیدی میوزید. پس از رسیدن به گردنه ، برای پر کردن ذخیره آب به پشت پناهگاه رفتیم و از آب حاصل از ذوب شدن برفها ظرفهای خود را پر کردیم. بسیار گرسنه بودیم و تقریبا چیزی برای خوردن نداشتیم. پس از مقداری استراحت راه خود را به سمت شمال در پیش گرفتیم، 2نفر از بچه ها عقب مانده بودن و ما همچنان برای صعود قله تلاش میکردیم. تقریبا 10 دقیقه ای که از پناهگاه دور شدیم گودال طبیعی بزرگی به عمق تقریبی 20 و دهانه 15 متر وجود داشت و با برفی که نیمی از آن را پر کرده بود جلوه ای شگفت انگیز و زیبا پیدا کرده بود. خود من هم که به خاطر مصدومیت پای راست که از درد آن رنج میبردم از علی و محمد عقب افتاده بودم و با فاصله از آنها به سمت قله حرکت میکردم. وزش باد و سردی هوا بسیار آزار دهنده بود ، اما وقتی قله صخره ای شاودالان را بالای سر خود میدیدم بیشتر وسوسه میشدم که به بالای آن صعود کنم و بالاخره ساعت 30/12 به قله رسیدیم، پس از یادی از دوستان و گرفتن چند قطعه عکس از قله پایین آمدیم. منو محمد مستقیما به ته دره فرود رفتیم، علی از ما جدا شده تا از مسیر پناهگاه به همراه مهدی و سینا که به هنگام صعود عقب مانده بودن به ما ملحق شوند. پایین دره به هم رسیدیم واز پایکوبی که ما را به چشمه راهنمایی میکرد ساعت 10/3 دقیقه در محل چشمه دوزه ری به دوستان خود ملحق شدیم. در این هنگام نیمی از نفرات به همراهی حسن پورولی و سعید ابراهیم زاد چشمه را به قصد بازگشت به پایین ترک میکنند . ما هم تا زمانی که تیم قله شیخ علیخان که صبح رفته اند بر میگردند، ناهار میخوریم و پس از برگشت آنها به همراهی هم ساعت 20/4 به سمت پایین حرکت میکنیم و 10/6 دقیقه به محل درختان بلوط میرسیم. پس از مقداری استراحت تا محل پست نگهبانی را پیاده رفته و ساعت 7 به وسیله مینی بوسها به کنگاور برمیگردیم.