صعودبه قله دائم برف
6صبح، میدان امام، صدای کلاغها، دیدار دوستان، مینی بوس سبز(همیشه بهار)، کوله به پشت و...
حدودا 15 کیلومتر مانده به همدان، سمت راست، نبش جاده فرعی، تابلویی سبز ( سیمین- وهنان ). به سمت جنوب حرکت میکنیم و پس از مدتی کم به سمت وهنان از کنار روستای سیمین عبور میکنیم، با گذر از کنار باغهای بسیار زیبا و سر سبز روستای وهنان، دست چپ وارد جاده خاکی میشویم که در انتها به دامنه های دو کوه بسیار زیبای قزل ارسلان و دائم برف میرسد. با پیاده شدن از مینی بوس چشممان به چادرهای عشایر می افتد که در کنار رود خانه ی برف گرفته از این ارتفاعات بر پا شده اند و مردمانشان، سحرخیز، با زحمت در تلاشند برای زندگی. ساعت 45/7 دقیقه است و هنوز پرتوهای نور خورشید به خاک و گیاهان این دره بسیار زیبا نرسیده است. از کنار رود خانه از روی پای کوب راه را در پیش گرفته تا به جایی هموار برسیم.در کنار رود خانه ای با آب سرد، چمنی سبز، زیر انداز خود را پهن کرده و پس از گفتگویی و خنده ای و خوردن صبحانه ای راه خود را به سمت قله در پیش می گیریم. راهی در ابتدا نسبتا هموار با شیبی ملایم و پای کوبی مشخص که از داخل دره به سمت شرق و گردنه ي بین دو قله قزل ارسلان در سمت راست و دائم برف در سمت چپ میرسد. شیب کوه رفته رفته بیشتر میشود و زاویه زیگزاگ پای کوب کمتر و کمتر. ساعت 10 است و به دلیل آمادگی نداشتن 2 نفر از همراهان و استراحتهای زیاد یه کم دیر به جان پناه میرسیم. پس از قدری استراحت جلوی درب جان پناه، از روی پای کوبی که به سمت شمال بر یال دائم برف ما را به سمت قله راهنمایی می کرد، به قله رفتیم. شیب بسیار تندی داشت و باعث می شد که نفرات نتوانند به راحتی صعود کنند، اما جای تقدیر دارد از نفراتی که شرایط مناسبی نداشتند و پس از مدتها دوری از کوه توانستند خود را به قله برسانند. پس از قدری استراحت و گرفتن عکس به جان پناه برگشتیم. همه گرسنه، با مقدار آب کمی که همراه داشتیم تصمیم گرفتیم نهار را در این محل بخوریم و بعد پایین برویم. ساعت 3 قرار حرکت شد و از همان راه برگشتیم. به دامنه که رسیدیم از چشمه و رود خانه تشنگی و خستگی خود را بر طرف کردیم. تا زمان رسیدن مینی بوس هنوز فرصت باقیست و به استراحت پرداختیم و ساعت 6 به سمت مینی بوس رفته، سوار شدیم و به کنگاور بر گشتیم.